بیزینس کوچینگ با آرش اسماعیلی
ورود/ثبت نام

کوچینگ چیست؟

کوچینگ یک رابطه دو طرفه بین دو شخص است؛ یک نفر کوچ و نفر دیگر که مراجع است


کوچینگ یه رابطه دو طرفه است بین کوچ و کوچی. اول از هرچیزی به این موضوع اشاره کنیم که کوچی (Coachee) به همون مراجع گفته میشه که هنوز ترجمه دقیقی تو فارسی براش وجود نداره! پس ما هم بهش میگیم کوچی! خیلی از افراد کوچینگ رو با چیزای دیگه اشتباه میگیرن. مثلا خیلیا فکر میکنن که کوچینگ یعنی مشاوره، یا روانشناسی، یا تِراپی! تعداد افرادی که میدونن چیزی به اسم منتورینگ وجود داره زیاد نیست، اما دیده میشه خیلی از همین دوستان عزیز هم میان و کوچینگ رو با منتورینگ هم اشتباه میگیرن!

یک بار برای همیشه ازتون می‏خوام که بیایم و همت کنیم (!) اینها رو از هم تفکیک کنیم، چون کوچینگ هیچ کدوم از اینها نیست! جدول زیر رو ببینید، بصورت خلاصه تفاوت‏هاشون رو توضیح دادیم:

تفاوت کوچینگ، منتورینگ، و مشاوره در یک نگاه

روش یادگیری: کوچینگ منتورینگ مشاوره
سوال اساسی: چطوری؟ چی؟ چرا؟
تمرکز: خودت! الان چیکار میتونی بکنی ؟! بر اساس تجربه من، تو آینده میتونی فلان و بهمان بشی! وقتی بچه بودی چه اتفاقایی افتاده!
هدف هرجلسه: امروز یک قدم هم که شده به خودت نزدیکتر بشو ببین چه کارایی میشه کرد! نشونت بدم چقدر راه هست برا رفتن! بفهم که دلیل حال الانت چیه!
هدف نهایی: قدم به قدم حرکت کن تا خودت بتونی رو پای خودت وایسی و مشکلاتت رو حل کنی هدفهای بزرگ تعیین کن و یادبگیر که باید بهشون متهعد بشی موانع روانی رو بشناس و سعی کن که بیخیالشون بشی یا باهاشون کنار بیای

 

بیایم کمی بیشتر این تفاوت‏ها رو باز کنیم:

 

تفاوت کوچینگ، منتورینگ، و مشاوره

با این حال که کوچینگ، منتورینگ، و مشاوره همه توی نقاط خاصی با هم اشتراک دارن و مهارت‏های کلیدی مورد نیاز همه اینها به نوعی با هم مرتبطه، اما تفاوت‏هایی بینشون وجود داره که اینها رو کاملا از هم جدا میکنه.

مشاوره چیه؟ (Counselling)

مشاوره کار تخصصی روانشناسه. بصورت خلاصه به مجموعه‏ ای از جلسات هدفمند گفته میشه که توسط روانشناس یا همون مشاور برنامه‏ ریزی میشه. مشاور روی گذشته مراجع تمرکز داره و سعی میکنه که با دادن دید و شناخت درست به مراجع کمک کنه که از بند گذشته رها بشه. در واقع سعی اصلی مشاور اینه که مراجع با واقعیت‏ های گذشته ‏اش روبه‏ رو بشه.‏ مشاور معمولا یک سری راهکارها دم دست دارن که بر اساس شرایط فرد میان و از اون راهکارها استفاده. اما این راهکارها منحصر بفرد اون شخص ممکنه نباشه.

 

منتورینگ چیه؟ (Mentoring)

منتورینگ به کوچینگ نزدیکتره تا به مشاوره. منتور کسیه که معمولا توی یک زمینه خاص مهارت و تبحر داره و با توجه به تجربیات شخصی خودش میتونه به افرادی که توی اون مسیر قرار گرفتن کمک کنه. کمک منتور به این صورته که میاد و موانع و مسائل اون کار رو برای طرف روشن میکنه. توی سازمان‏ها و شرکت‏های بزرگ دنیا، معمولا از منتورهای تخصصی برای مدیران ارشد استفاده میشه. این منتورها خودشون معمولا پیشکسوت و بازنشسته اون رشته خاص هستن. منتور خارج از چارچوب سازمانی و مدیریتی میان و کنار افراد قرار میگیرن؛ منظور اینه که لحن نصیحت‏ های اونها دستوری نیست! اما خب در نهایت نصیحته و خواهی نخواهی جزوی از اون سازمان قرار میگیرن. نکته حائز اهمیت دیگه درباره منتورینگ اینه که تمرکز اصلی منتور “آینده در گذشته است”. یعنی چی؟ یعنی اینکه بر اساس تجربیات گذشته سعی داره آینده رو پیش بینی کنه…

کوچینگ چیه؟ (Coaching)

یکی از سخت‏ ترین قسمت‏ای دنیای کوچینگ دقیقا همینه! وقتی ازت میپرسن آقا این کوچینگ دقیقا یعنی چی؟! چون واقعا نمیشه یک تعریف ثابت و مشخص برای کوچینگ تعیین کرد، ما معمولا بجای اینکه بگیم کوچینگ چیه، میایم و میگیم که کوچینگ چی نیست؟ همونطوری که توی جدول قبل دیدی کوچینگ کلا یک مسیر خاصی رو دنبال میکنه. دوست من! اما این موضوع رو فراموش نکن که درنهایت تمام مواردی که درباره‏ شون صحبت کردیم، روش‏های مختلف یادگیری‏ هستن. منظورم اینه که قاعدتا همه روش‏های یادگیری باید با هم اشتراکاتی هم داشته باشن. اینطور نیست که 100% از هم متفاوت باشن. اما کوچینگ خصوصیاتی داره که اون رو اساسا از بقیه روش‏های یادگیری متمایز میکنه. شاید بزرگترین نقطه تفاوت کوچینگ با بقیه روش‏های آموزشی اینه:

بقیه:

یاد میدن

کوچ:

کمک میکنه یاد بگیری

 

کوچ کمک می‏کنه تو خودت عملکرد خودت رو بهتر کنی. یه کوچ خوب معتقده که بهترین جواب ممکن برای مساله تو رو فقط یک نفر می‏دونه، و اونم خودتی. بذار یکی از بزرگترین کوچ‏های تاریخ رو بهت معرفی کنم که بدون شک دنیای کوچینگ خیلی بهش مدیونه. جان ویتمور! خیلی از دوست‏داران جان ویتمور، اون رو حتی پدر کوچینگ میدونن. جان ویتمور توی یک جمله، خیلی قشنگ کوچینگ رو توضیح میده:

“کوچینگ یعنی آزاد کردن توانایی‏های درونی مراجع برای بهتر شدن عملکردش. کوچینگ کمک میکنه که فرد یاد بگیره، نه اینکه بهش یاد بده!”


انواع کوچینگ

کوچینگ فقط یک نوع نیست؛ انواع مختلفی از کوچینگ وجود داره که به چند تا از مهم‏ترین‏ هاش اشاره می‏کنیم.

  • کوچینگ زندگی (Life Coaching)
  • بیزینس کوچینگ (Business Coaching)
  • کوچینگ مسیر شغلی (Career Coaching)
  • کوچینگ رهبری (Leadership Coaching)
  • کوچینگ شخصی (Personal Coaching)
  • کوچینگ اجرایی (Executive Coaching)
  • کوچینگ تیم (Team Coaching)
  • کوچینگ سیستمی (Systemic Coaching)

هر کدوم از این انواع مختلف کوچینگ توی یک حیطه منحصربفرد کار میکنن و با هم تفاوت‏ های زیادی دارن. اما چیزی که بین همه این‏ها مشترکه اینه که همه اینها از مهارت‏ های کوچینگ بعنوان هسته مرکزی خودشون استفاده میکنن. حتما توی یک مقاله در آینده به تفاوت‏های تمام اینها می‏پردازیم.

چیزی که امروز توی این مقاله بصورت خاص داریم درباره ‏ش صحبت میکنیم مفهوم کلی کوچینگه، نه هیچ‏کدوم از این انواع مختلف کوچینگ.


جلسات کوچینگ

کوچینگ یک فراینده که چندین جلسه طول میکشه. تعداد این جلسات با توافق بین کوچ و کوچی بر اساس نیاز کوچی تعیین میشه. در حقیقت کوچینگ یک شراکته که هدفش رسوندن کوچی از شرایط حال حاضرش به شرایط مطلوب و دلخواهشه. توی اکثر جلسات کوچینگ فرمون دست کوچیه! یعنی…

این کوچی هستش که تعیین میکنه جلسه چطور پیش میره

البته توی بعضی از انواع خاص کوچینگ این موضوع کاملا صادق نیست؛ بعضی وقت‏ها کوچ باید توی لحظاتی کنترل جلسه به دست بگیره، مثلا توی کوچینگ ورزشی. دلیل این موضوع اینه که کوچ ورزشی عموما خودش قبلا ورزشکار بوده و یا تجربیات بخصوصی توی اون رشته داره که باید اون تجربیات رو در اختیار کوچی قرار بده. اینجاست که میگیم هدایت جلسه بصورت هیبریدی انجام میشه. هیبریدی یعنی ترکیبی! مثل ماشین‏ های هیبریدی که کنار بنزین از برق هم استفاده میکنن. توی کوچینگ هیبریدی بعضی وقت‏ها جلسه ممکنه کمی به سمت منتورینگ پیش بره و کوچ چون تخصص داره توی اون موضوع بیاد و اظهار نظراتی هم بکنه. اما این پدیده توی کوچینگ به مفهوم کلی خودش که همون لایف کوچینگ هستش، نادره.

 


هدف کوچینگ

Timothy Gallwey - Alchetron, The Free Social Encyclopediaبی انصافیه اگه جایی از کوچینگ صحبت کنیم و از استاد این رشته یعنی آقای تیموتی گلوی (Timothy Gallwey) یادی نکنیم! آقای گلوی نویسنده کتاب معروف بازی درونی تنیس هستش که اگه به کوچینگ علاقه‏ مند شدید بهتون پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید. استاد گلوی معتقده که ما همه انسان‏ها در هر شرایطی به یک کوچ نیاز داریم. کوچ باید بتونه مراجع رو به سمتی هدایت کنه که از شر صداهای مزاحم درونیش راحت بشه. منظور همون صداهاییه که وقتی داریم کاری میکنیم مدام توی سرمون میان و میگن:
اینجوری نه!
حواست کجاست؟
درست ضربه بزن!
مراقب باش!

نیافته!
نشکنه!

وقتی میگیم همه به کوچ نیاز دارن، منظورمون همه است! حتی خود کوچ هم باید کوچ داشته باشه! اگر جایی یک کوچ دیدید که خودش رو از داشتن کوچ بی‏ نیاز می‏دونست، بدونید که خودش مسیر رو کاملا داره اشتباه میره!


کوچ چه کمکی میکنه؟

وقتی یه تنیس ‏باز اسیر این نوع از مکالمه‏ های درونی میشه، دیگه این بدنش نیست که منسجم به توپ ضربه میزنه، بلکه بخش خیلی زیادی از انرژیش توی جدال با این صداهای مزاحم تلف میشه. آقای گلوی با استفاده از این استعاره (یا همون مثال خودمون!) در واقع سعی داره به ما بگه که طی فرایند کوچینگ چیزی از طرف کوچ به کوچی انتقال داده نمیشه! همونطوری که کوچ اون تنیس‏ باز چیزی بهش اضافه نمیکنه. تنها اتفاقی که میافته اینه که کوچ با مهارت‏ های کوچینگ کمک میکنه تا کوچی تمرکزش بالاتر بره و منسجم‏ تر عمل کنه.

کوچ در طول جلسات کوچینگ سعی داره به کوچی بگه:

“خودت رو رها کن!
بذار وجودت کنترل شرایط رو دست بگیره!
به طبیعت خودت اعتماد کن!
جواب همه سوال‏ها درون خودته!”

شاید بزرگترین سوالی که کوچ میتونه توی شرایط مختلف از کوچی بپرسه اینه:

“مگه بدترین حالتی که ممکنه اتفاق بیافته چیه..؟”


رسالت کوچ

برای توضیح اینکه رسالت کوچ چیه باید اول چرخه یادگیری رو توضیح بدیم. چرخه یادگیری ما انسان‏ها 4 تا فاز کلی داره که ممکنه نسبت به هرچیزی توی یکی از این 4 تا قرار گرفته باشیم:

ناتوانی ناخودآگاهانه

وقتی که آگاه نیستی که نمی­دونی (و در نتیجه نمیتونی)

مثل بچه ای که هرگز دوچرخه‏ ای به چشم ندیده؛ و یقینا دوچرخه‏ سواری هم بلد نیست!

ناتوانی خودآگاهانه

وقتی که آگاه هستی که یک مهارت خاصی رو نداری
مثل بچه ای که بچه‏ های دیگه رو دیده که دوچرخه‏ سواری میکنن و میدونه دوچرخه چیه! و میدونه که دوچرخه‏ سواری بلد نیست!

توانایی خودآگاهانه

وقتی که کاری رو یادگرفتی اما هنوز هم باید وقتی انجامش میدی به نحوه انجامش فکر کنی.
مثل بچه‏ ای که تازه دوچرخه‏ سواری یادگرفته اما اگه یک لحظه تمرکزش رو از دست بده زمین میخوره.

توانایی ناخودآگاهانه

وقتی کاری رو اونقدر خوب یادگرفتی که توی اعماق وجودت جا گرفته و دیگه برای انجام دادنش هیچ فکر نمیکنی.

مثل بچه‏ ای که اینقدر دوچرخه‏ سواری کرده که همزمان تک چرخ میزنه و بستنی هم میخوره! و حتی یک لحظه هم به این فکر نمیکنه که چطوری داره پدال میزنه!

رسالت کوچ اینه که تو بفهمی که الان توی اون موضوع خاصی که درباره ‏ش داری کوچ میشی، الان توی کدوم فاز یادگیری قرار داری؟ و در ادامه کمک کنه که خودت بتونی خودت رو پله به پله به فاز 4 یعنی توانایی ناخودآگاهانه برسونی.

یادمون باشه که تقریبا محاله که مهارتی رو توی خودمون تقویت کنیم وقتی ندونیم که اون مهارت رو اصلا داریم یا نه!


نتیجه‏ ­گیری

کوچینگ معمولا توی ذهن مردم معناهای مختلفی داره و آدما وقتی کلمه کوچینگ رو میشنون تصاویر مختلفی توی ذهنشون تداعی میشه. دو تا از شایع‏ترین این تصاویر، تصویر مشاور و منتور هستش! توی این مقاله دیدیم که کوچینگ هیچ‏کدوم از اینها نیست و کاملا یک رشته و صنعت خاص و مجزاست. کوچینگ روش خاص، اهداف خاص، و رسالت خاص خودشو داره و کلا یک دنیای دیگه است! کوچ کمک میکنه که تو خودت یادبگیری، سعی نمیکنه که بهت آموزش بده. این جمله کوتاه ده ها ساعت حرف پشتشه!

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.