تفاوت کوچینگ با مشاوره

تفاوت کوچینگ با مشاوره و منتورینگ

برای اینکه تفاوت بین کوچینگ ، مشاوره و منتورینگ را متوجه شوید ، ابتدا باید یک تعریف ساده از هر کدام بدانید :

فرض کنید هدف شما صعود به یک قله کوه است ، می‌توانید سه نقش مشاور ، کوچ و منتور را به صورت استعاری زیر تصور کنید :

 

1- کسی که بالای کوه ایستاده، منتور است

منتور یکبار این مسیر را تا انتها آمده و فرد با تجربه‌ای است. تجربه‌اش را منتقل می‌کند و کمک می‌کند تا فرد از کوه بالا برود.

 

2- کسی که پایین کوه ایستاده، مشاور است

مشاور تخصص دارد ، اما تجربه کافی (احتمالاً) ندارد. مشاور با دانش و تخصص خودش، کمک می‌کند فرد به بالای کوه برود. او پیش زمینه‌ها و خطرات احتمالی راه را هم به او گوشزد می‌کند.

 

3- کسی که از پایین تا بالای کوه با شماست، کوچ است

او در طول مسیر همراه شماست ، مراقب شماست. دانش و تخصصی به شما منتقل نمی‌کند.

در عین حال به شما کمک می‌کند از توانایی‌های درونی برای بالا رفتن از کوه، کمک بگیرید.

منتور کیست و وظیفه منتور چیست؟

 

منتورینگ یعنی سفر به تجربیات دیگران! در واقع منتورینگ چیزی شبیه به رابطه شاگرد استادی است. منتورینگ برای کسی مناسب است که سوالاتی در ذهن دارد و به دنبال جواب از یک فرد با تجربه است و منتور پیشنهاد می‌دهد و کمک به جهت دهی فرد می‌کند. منتور صرفاً راهنمایی می‌کند و جواب سوالات فرد مراجعه کننده را می‌دهد.

 

به زبان ساده یک منتور کسی است که دانش و تخصصش را به کسانی که تجربه کمتری دارند ارائه    می کند. منتور با بهره‌گیری از تجربه و مهارت‌های خود، کارمندان یا افراد تحت نظرش را در مسیر درست هدایت می‌کند.

 

یک منتور، سعی می‌کند به مراجع خودش، اعتماد به نفس بدهد و تلاش کند مهارت‌های فردی‌اش را بهبود بخشد.

کمک ها و حمایت های یک منتور، بر اساس تجربه‌ها و آموخته‌های شخصی اوست و این باعث جلب اعتماد و اطمینان بیشتر از جانب مراجعین خواهد شد.

 

 

تفاوت های بین کوچینگ و منتورینگ :

 

تفاوت اول :

منتورینگ نیاز به طراحی دارد.

کوچینگ چیزی از پیش طراحی شده نیست و در طول زمان شکل می‌گیرد.

تفاوت دوم :

معمولاً منتورینگ بلندمدت است.

کوچینگ می‌تواند بلندمدت یا کوتاه مدت باشد.

تفاوت سوم :

منتورینگ بر ایجاد یک ارتباط غیررسمی بین منتور و کارمند تازه‌کار متمرکز است.

کوچینگ یک رویکرد ساختار‌یافته‌تر و رسمی را دنبال می‌کند.

تفاوت چهارم :

منتورینگ معمولاً در کسب و کار و شغل استفاده می‌شود.

کوچینگ هم می‌تواند در زندگی شخصی و هم در کسب و کار و زندگی کاری به کار برود.

تفاوت پنجم :

اولویت منتور، کمک به توسعه مهارت‌های کارمند در فعالیت‌های فعلی و عملکردهای آتی آن است.

اولویت کوچ بهبود عملکرد و کارایی فعلی و تاثیرگذاری در عملکردهای فعلی است.

 تفاوت ششم :

کوچینگ، وظیفه گرا است. (تمرکز روی مسائل به خصوصی مانند مدیریت موثرتر، صحبت کردن به صورت دقیق‌تر و یادگیری نحوه تفکر استراتژیک)

منتورینگ، روابط گرا است. (تلاش برای ارائه یک محیط امن و ایمن که سازمان‌ها هر گونه مسائل مربوط به موفقیت حرفه‌ای و شخصی خود را با او به اشتراک می‌گذارند.)

 

چند نمونه از مواقعی که از کوچینگ در یک سازمان استفاده می‌شود :

. یک شرکت در حال تلاش برای توسعه کارکنان خود در زمینه های خاص است.

. یک شرکت کارکنان با استعدادی دارد که در حد مورد انتظار نیستند.

. سیستم جدیدی وارد شرکت می‌شود.

. یک گروه کوچک از کارمندان یک شرکت نیازمند به بالا بردن شایستگی خود در زمینه خاص دارند.

 

چند نمونه از مواقعی که از منتورینگ در یک سازمان استفاده می‌شود :

. یک شرکت به دنبال توسعه رهبران و استعدادهای خود به عنوان بخشی از برنامه ریزی جانشینی     است. (انتقال تجربه)

. یک شرکت در تلاش برای توسعه کارکنان متنوع خود برای حذف موانع موفقیت است.

. یک شرکت تلاش می‌کند تا تخصص و تجربه داخلی خود را در کارکنان تازه وارد و نسل‌های آینده به وجود آورد.

 

تفاوت های بین مشاوره و کوچینگ :

 

تفاوت اول :

مشاور می‌گوید: «من میدانم مشکل شما چیست!»

کوچ می‌گوید: «خودتان می‌دانید مشکلتان چیست!»

 

تفاوت دوم :

مشاور روانشناس، به شما راه حل‌های پیشنهادی ارائه می‌کند.

کوچ از شما سوالات بسیار خوب می‌پرسد تا راه‌حل‌های مخصوص خودتان را پیدا کنید.

 

تفاوت سوم :

مشاور به شما توصیه و پیشنهاد می‌کند و از دانش خودش در این راه کمک می‌گیرد.

کوچ سعی در توانمندسازی شما در تصمیم‌گیری‌ها و حل کردن مسائل دارد.

 

تفاوت چهارم :

مشاور سعی می‌کند در زمینه حرفه‌ای خود، مشاوره تخصصی دهد.

کوچ سعی دارد با پرسیدن سوالات خوب، انگیزه فرد را افزایش داده تا از این طریق در زندگی شخصی و کاری‌شان بهبود ایجاد کند.

 

کوچینگ وقتی مناسب است که :

. قرار است خود مخاطب توانمند شده و قدرت حل مساله پیدا کند.

. مخاطب فرصت کافی برای حل مساله دارد.(عجله ای در کار نیست بلکه قرار است ریشه ای به مسایل بپردازد)

. مخاطب در مساله به حد کفایت، دانش و مهارت دارد.

. مسائلی که نیاز به خلاقیت و نوآوری مخاطب است.

 

منتورینگ وقتی مناسب است که :

. در آن حوزه مخاطب تجربه ندارد و نیاز به گرفتن تجربه دیگران احساس می شود.

. مخاطب وارد کاری شده است که در آن تازه کار است.

. مسائلی وجود دارد که مخاطب فرصت کافی برای حل آن ها را ندارد.

 

 

مشاوره وقتی مناسب است که :

. مخاطب تاکید بر توانمندسازی خودش ندارد.

. مخاطب فرصت کافی برای حل مساله ندارد.

. مواردی وجود دارد که مخاطب در آن ها به حدکفایت ، دانش و مهارت ندارد.

. مخاطب توان با حوصله فکر کردن برای پیدا کردن راهکارها را ندارد.

کوچینگ برای این افراد مناسب است :

 

در حد معقولی از سلامت روان برخوردارند.

در حد معقولی ریسک پذیری دارند.

تمایل به ایجاد تغییرات مثبت دارند.

متوسطی از دانش و مهارت را در یک یا چند حوزه دارند.

برای رسیدن به اهدافشان حاضر به صرف وقت و هزینه هستند.

مسئولیت پذیری در قبال خودشان و دیگران دارند.

 

و به طور کلی همه انواع کوچینگ، چه کوچینگ فردی و چه کوچینگ کسب و کار و چه کوچینگ موفقیت، می‌تواند واقعا به افراد کمک کند تا در زندگی و کارشان رشد کنند.

 بیشتر بخوانید: بیزینس کوچینگ چیست؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *